|
198 - پاسخ كوبنده به رضا خان
مرحوم آيت الله شهيد حسن مدرسپاه رضوان الله تعالى عليه ) از طرف علماى نجف برگزيده
شد و در سال 1289 شمسى از اصفهان به تهران آمدت ، در دوره دوم مجلس شوراى ملى شركت
كرد، بعد هم در دوره هاى سوم و چهارم و پنجم و ششم مجلس شوراى ملى وكيل مردم شد.
در دوره پنجم و ششم اوج ديكتاتورى ، رضاخان رييس قزاقها بود، و مدرس با كمال
قاطعيت در برابر رضاخان ايستادگى مى كرد.
سيد حسن مدرس ، اولين بار در اصفهان هدف ترور واقع شد ولى از اين حادثه جان سالم
بدر برد.
دومين بار توسط رضاخان قزاق در تهران ترور شد، مدرس مى گويد: اول طلوع آفتاب جهت
تدريس به مدرسه سپهسالار مى رفتم ، در همين لحظه تقريبا ده نفر مرا احاطه كردند، و
در حقيقت مرا تير باران كردند، از تيرهاى زيادى كه انداختند، چهار عدد كارى شد، سه
عدد كنار هم زير بغل ناحيه چپ اصابت كرد، حقيقتا تير انداز ماهرى بودند كه قلبم را
هدف قرار داده بودند، ولى مشيت خدا، اثر تير آنها را خنثى كرد، يك عدد هم به آرنج
دست راستم خورد.
مدرس پس از اين حادثه در بيمارستان بسترى شد، رضاخان كه مى خواست خود را دور از اين
توطئه وانمود كند، تلگرافى به مدرس براى احوالپرسى به بيمارستان كرد. مدرس در پاسخ
تلگراف چنين نوشت : به كورى چشم دشمنان ، مدرس نمرده است
(261)
بفرموده امام خمينى : مدرس در منزل ساده خود نشسته بود و قليانش را درست مى كرد،
فرمانرواى آن زمان ! بر او وارد شد، مدرس به او گفت : آب قليان را تو بريز! و زغالش
را من درست مى كنم .
اين سخن مدرس براى آن بود كه غرور فرمانروا را بشكند تا او طمع نكند و در نتيجه از
مدرس امتياز بگيرد.
|